نسترن رها

خرید بک لینک
دلم رفتن می خواد نه از این کشور یا از جایی که کار می کنم و نه حتی از خونه مادر ...خسته تر از همه این حرفام.

اگه من خودم انتخاب کردم که بیام ...برام انتخاب کن که برگردم ... که همه توییم و هیچ.

نسترن رها ...

ما را در سایت نسترن رها دنبال می‌کنید

برچسب: رفتن,خواد, نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:49

می دانم با خودتان می گویید پس توکلت کو؟ .... نرجس برده بود مادر مهدی شد .... یوسف برده بود عزیز مصر شد .... و الخ....من برده تصورات خانواده ام هستم .. از 15 سالگی تا 26 سالگی با مریضی پدر دمخور شدم ... و لحظه لحظه اش را در نوجوانی به نظاره نشستم و زندگی ام شد صف های داروخانه .... صف های آزمایشگاه ... صف های ....من برده تصورات خانواده ام هستم .. وقتی خواهرم مریض شد ... و من بعد از سال ها پولی جم نسترن رها ...

ما را در سایت نسترن رها دنبال می‌کنید

برچسب: برده, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:49

خیلی دوست دارم به بچه های مدرسه رو کمک کنم ...اما هر موسسه خیریه ای که می شناسم فقر مالی داشت! ... و هر خانواده دارای فقر اقتصادی که می شناختم به واقع به فقر فرهنگی دچار بود.اولش ساده است ...فکر می کنی میری واسه ده تا بچه همه چی می گیری برای مدرسشون... بعد می گن می تونی بدی پولش رو بدی به فلان جا یا بهمان جا ...یا بدی به خود خانواده ....اما کدام خانواده ها هستنن که امثال من به واقع بدونیم محتاجن. نسترن رها ...

ما را در سایت نسترن رها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:49

خواب دیدم با یکی از دوستان صمییمیم رفتیم کوه .... شاید دربند.... شاید درکه ....چه ساعتی ؟نمی دانم چه ساعتی اما هوا تاریک است .دوستم نزدیک یک شاید رستوران سنتی می ایستد که استراحت کنیم.می نشینم. حوضی آان میانه است که که دلبری ندارد! برای آیندگان و روندگان!به یکباره خود را می یابم در حالی که نشسته ام لبه حوض و پای ام را گذاشته ام میان آبش.... نگاه می کنم کاشی های ریز از همه رنگ .... رخشاان و ما نسترن رها ...

ما را در سایت نسترن رها دنبال می‌کنید

برچسب: ماهی, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:49

صفحه بندی